اصل دهم
کارکنانی که از شرایط کاری خود راضی هستند الزاما عملکرد بهتری ندارند
بسیاری از شرکت ها،هزینه های سنگینی را صرف افزایش رضایت شغلی کارکنان خود می کنند.ساعات کاری سازمان را منعطف معرفی می کنند. و دست به هر اقدامی می زنند تا بازدهی کارکنان افزایش یابد، اما باز هم از بالا بودن نرخ جابجایی و استعفا و نیز کمبود بازدهی سازمان متعجب و مایوس می شوند، واقعیت این است رابطه بین بازدهی و رضایت شغلی ممکن است رابطه مستقیم باشد. ولی در بهترین حالت هنوز هم رابطه قابل توجهی نیست! در واقع بازدهی بیشتر می تواند رضایت شغلی را افزایش دهد، اما داشتن رضایت شغلی الزاما باز دهی را افزایش نمی دهد.
بررسی های به عمل آمده در این خصوص نشان داده است که کارکنانی که بهره وری بالاتری دارند معمولا از کار خود رضایت بیشتری دارند.ولی رابطه عکس ان زیاد محتمل نیست. یعنی بهره وری در کار بیشتر ممکن است رضایت شغلی ایجاد کند تا اینکه رضایت شغلی موجب بهره وری در کار شود.وقتی کاری را درست انجام می دهید خود به خود نسبت به آن حس خوبی خواهید داشت.
علاوه بر این اگر فرض کنیم که نظام پاداش در سازمانی که در آن کار می کنید، بر مبنای میزان بهره وری کاری شما طراحی شده است بهره وری بیشتر به معنی تقدیر بیشتر، دریافت پاداش های نقدی و نیز قدر دانی های غیر نقدی دیگر خواهد بود. این امر خود باعث افزایش رضایت شغلی می شود.
به عنوان یک نکته تمرکز خود را صرفا به چیز هایی که می تواند رضایت شغلی را در کارکنان زیاد کند، معطوف نکنید. تلاش خود را صرف افزایش بهرهوری کارمندان خود کنید. برای مثال برای آموزش بیشتر آنها هزینه کنید در طراحی شغبل بازنگری کنید، ابزار های مناسب تری در اختیار آنها قرار داده و موانعی که امکان دارد کارمند را از انجام کار به بهترین شکل ممکن باز دارد، از سر راه او بردارید، این اقدامات موجب افزایش رضایت از کار نیز خواهد شد.